X
تبلیغات
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers
✿ پر آرزوهام ، پرهام ✿
✿ پر آرزوهام ، پرهام ✿
جوانه زدن های پسر کوچولوی من
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 16 آذر1391 توسط مامان فهیمه |
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ  وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِين

سلام پرپرکم؛

محمد پرهام ۳ سال و ۱۰ ماهه ی من ۴۶ ماهگی ت مبارک دلبندم

نازنینم نانوشته زیاد دارم برات اما علی رغم پستهای نیمه کاملی که ثبت موقت شدن، فعلا" نمی تونم اونا رو برات تکمیل کنم، بنابراین این بخش های پرپرکی رو که قبلا" تایپ کردم از مامان بپذیر تا پست های بعد

شیطنت های پرپرکی:

با وجود خواهش ها و التماس های مکرر مامان، از بازی با ماشین ها و حیوونا، توی اتاق خواب دست برنمیداره و نتیجتا" گلدون عزیزی رو که یادگاری مامان بزرگم بود رو میشکونه... دارم به برخوردی که باید داشته باشم و درستی ش فکر می کنم اما قبل از هر واکنشی از جانب من میدوه بیرون و میگه:

ــ مامان ببین این کــــَـردَدن وَشــی (کرگدن وحشی) خیلی بی ادبه.... گلدونو شکوند!

 

شیرین زبونی های پرپرکی:

ــ مامان این ماهی کوچولو موچولو از تو دل مامان خودش بیرون میاد؟

ــ بله!

ــ چطوری ماهیا رو تخم شون میشینن؟

خب سوال منطقی ایه:  ــ نه مامان جون! ماهی ها که مثل مرغا، روی تخم شون نمی خوابن!

راه حل:  ــ خب ماهیا باید رو تخم شون بیدار باشن!

***

برای اولین بار "موش کور" رو بهش معرفی می کنم...

_ مامان موش کور برن ِ کودک زیاد دیده که چشماش کور شده؟؟؟

***

دستای کثیفش رو بالا آورده.... ــ مامان اینا اسمشون چیه؟ این سیاها؟؟؟

سرم شلوغه.... : ــ نمی دونم!

ــ میرکوبه! اسمشو بذار میرکوب  (میکروب)

ممنون عزیزم بابت آموزش، ولی یکی نیست بگه خب تو که توی اسم گذاری خبره ای و خودت میدونی چرا می پرسی وروجک؟؟!

 

دایره لغات پرپرکی:

نبص CD  :   نصب CD            تاسکی   :   تاکسی             پاندای کُنج کُفاف   :   پاندای کنگ فو کار

اسکِــ پــِــر   :       اسپیکر             جاکشوی   :   جاکفشی           زازانیا   :   لازانیا

حمتا"  :  حتما  و البته هنوز که هنوزه  کفش،  کشف  است و شکل،  شلک و سفت هم   فست!

پ.ن۱ : سلام دوستای خوب و مهربونم، چطور می تونم محبت بی دریغ شما رو جبران کنم و بابت زحمتی که برای مسابقه ی عکس بهتون دادم ازتون تشکر کنم؟ فقط می تونم بگم ممنونم و براتون بهترینها رو آرزو می کنم. اگه نیومدم و تک تک ازتون تشکر نکردم، دلیلی داره که توی پی نوشت بعدی می خونین

پ.ن ۲ : می دونم که بعد از مدتها بیای و کامنت هات رو بدون جواب تائید کنی و برای دوستانت هم یا کامنت نذاری و یا نهایتا" به یه شکلک بسنده کنی خیلی بی معرفتیه امااااااااا عذر منو بپذیرین که برگشت از خونه ی مامانم اینا و بلند کردن یه چمدون نمی دونم چند هزار کیلوئی!!!!!!! و احتمالا" پارگی مویرگی چیزی!!!! چنان از دست راست محرومم کرده که می دونم بعد از تایپ همین چند سطر هم باید دردش رو تحمل کنم  ولیکن همه تونو می خونم اماااااا...

پ.ن 3 : این پی نوشت پر از احساس شرمساری نسبت به دوستانیه که توی مسابقه ی وب "میثمک" شرکت کرده بودن و من با سفر به اصفهان نتونستم بهشون رای بدم  نه اینکه مودمم رو نبرده باشم و نت نداشته باشم ها،نه!  اما باور کنین اونجا انقدر درگیر بودم و خصوصا" بخاطر سردردهای شدید مامانم، دیگه نه فرصتی و نه حوصله ای برام باقی نمونده بود و یکی دو باری هم که سعی کردم بیام و به دوستام رای بدم، سرعت لاک پشتی سیستم شون باعث شد پشت دستم رو داغ کنم و دیگه سراغش نرم تا حدی که حتی هیچکدوم از خاله ها و دائی های پرهام رو هم برای رای دادن بهش دعوت نکردم.... دیگه حساب کار بیاد دست تون و عذرم رو بپذیرین عزیزانم

پ.ن 4 : توی این مدت دوستان جدید زیادی داشتیم که به همه ی دلایل بالا هنوز نتونستم توی لیست لینک هامون اضافه کنم، اما همه رو یادداشت کردم و در اولین فرصت لینک شون می کنم

 نوشت : با وجود اینهمه علت و معلولی که ردیف کردم و این پست "پی نوشتی"  مطمئنا" همه تون درکم می کنین که با وجود یه وروجک شیطون بلا و حوصله سر رفتناش و کارای روزمره که فعلا" به هیچ عنوان نمی تونم تنهائی از پسش بربیام، فقط همین درد دست رو کم دارم، بنابراین لطف تونو ازم دریغ نکنین و برام دعا کنین لطفا"  

 

 

پرهام جونم : همه زندگیمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی                                                                                             

درباره پرهام
سلام.اسم من محمد پرهامه، متولد نیمه میانی ترین ماه سردترین فصل سال 87.
به بابایی ِ خودم که اولین خواننده وبلاگ منه خوش آمد میگم و همچنین به همه بازدید کنندگان وبلاگم, البته اين اولين حضور اينترنتي من نيست،من توی 6 ماهگی عضو سایت شاهوار زیست شدم.برای آشنایی بیشتر هم میتونین به معرفی نامه (اولین پست) رجوع کنین.
...
آخرين مطالب


....
ليست دوست جونام
دوستان مامانم

Design by:Blog Skin & geraph